محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
511
اكسير اعظم ( فارسى )
گندناى سبز ته توله آميخته ادويهى مسحوقه اندك اندك از دست مانند خمير سرشته در آفتاب گذارند تا خشك شود باز سوده بدارند خوراك از يك ماشه تا سه ماشه . سفوف انيسون رياح معده را دفع نمايد و معده را از اخلاط غليظ پاك كند [ صفت آن ] انيسون نانخواه تخم كرفس هر يك پنج درم كندر چهار درم فقاح اذخر قسط مصطكى هر يك سه درم سپندان سفيد سى درم كوفته بيخته با فانيذ آميزند خوراك پنج درم . سفوف نعناع مقوى معده داقع رياح و نفخ شكم و پيش از غذا و بعد او توان خورد [ صفت آن ] نعناع خشك ده درم سماق پنج درم فلفل دو درم نمك نيم درم كوفته بيخته از يك درم تا دو مثقال بخورند . عرق محلل رياح و مقوى باه [ صفت آن ] دارچينى چهار درم قرنفل نانخواه انيسون باديان هر واحد دو دام گل بابونه تخم كرفس هر يك دام مشك مثقال زعفران دو مثقال شب در چهار آثار آب تر كرده صبح عرق كشند به قدر دو آثار و مشك و زعفران در نيچه بندند . معجون كاسر رياح كه در فائده مثل كمونى است [ صفت آن ] زيرهى سياه زنجبيل پودينه هر يك دو جزو صعتر مصطكى دارفلفل نانخواه هر يك يك جزو عسل سه چند همه ادويه به دستور معجون بسازند . انطاكى گويد كه در نفخ و جشا معده را به قى پاك كنند بعده محللات مثل طبيخ حلبه و قنطوريون و انيسون دهند و تعاهد ايارج نمايند و بعد حصول تنقيه تسخين به ملطفات و بنفشيات مثل عود و عنبر و دواء المسك دواء المسك و زيره و خردل و كرويا و بقدونس و سير و ليمون و پودينه و سكنجبين بزورى كنند . و گويند كه در قراقر بلغمى حب منتن عظيم الاثر و سفوف نعناع و عود با عرق باديان و نانخواه نافع . طبرى گويد اگر نفخه از رطوبتى كه گرم شود وحدت پذيرد عارض گردد و نظر بقاروره نمايند اگر حار باشد تدابير او بدانچه در قسم نفخ صفراوى بيايد بايد كرد . و اگر قاروره معتدل يا سفيد باشد علاجش استفراغ است اگر قوت اطاعت كند و معده از ضعف بدان حالت نرسد كه با آن هضم فاسد شود با طريفل صغير كه به ايارج فيقرا سرشته باشند و بهتر چيزى كه در اين علت براى استفراغ استعمال نمايند اين نسخه است تخم كرفس انيسون باديان نانخواه زيرهى كرمانى فطراساليون دو قووج اسارون هر واحد دو درم برگ پودينه زوفاى خشك صعتر برگ سداب برگ شب خشك هر واحد دو درم مويز منقى بست درم همه را به دستور مطبوخ پخته به وزن هفتاد درم از آن صاف نمايند و به وزن يك درم ايارج فيقرا و يك درم غاريقون تقويت داده و اندك شكر يا عسل آميخته نيمگرم بنوشند و از آنچه ضماد اين نفخه مىكنند اين است مصطكى دو درم صبر و مر خالص هر واحد يك نيم درم سنبل سه درم اسارون تخم كرفس هر واحد يك درم اصالج الصفر يك نيم درم و تنها اين را خاصيتى است در ازالهى نفخهى معده چون خالص خشب يابس باشد و او آن است كه جالينوس آن را بلوط الاصفر ناميده همه را بسانيد و موم روغن به روغن ناردين و موم سرخ ساخته اين ادويه آميزند تا مستوى گردد پس بر پارچه به قدر معده ماليده ضماد نمايند و بايد كه غذاى او تيهو و سينهى دراج باشد . و اگر احتياج به حفظ قوت باشد به گوشت حمل و گوشت جدى غذا سازند و شراب كهنه سرخ بنوشند . علاج نفخ و قراقر از سودا آنچه در علاج امراض معدهى سوداوى گذاشت به كار برند و معجون عشبه نيز مفيد است و حب حلتيت و مقل معمول و شيخ مىفرمايد كه نفخهى لازم سوداوى اعلاج به مثل بخرينا و فنداديقون و نانخواه نمايند . و اگر احتياج به استفراغ قوى افتد حب منتن استعمال كنند و بر معده اسفنج مبلول به سرك كهنه نهند و بهتر از آن سركه انجدان است . و مسيحى گويد كه اگر رياح غليظ سوداوى خام باشد سفوف متخذ از زراوند مدحرج و تخم شبت و نانخواه و تخم سداب و نعناع خشك و جندبيدستر دهند و به سركهى در آن جعده و نانخواه و شبت و تخم كرفس و سداب و حسب نمودار و مرز بخوش و دوقو و فطراساليون جوشانيده باشند تكميد نمايند . طبرى نوشته كه نفخه اگر از بخارات سوداوى باشد علاجش اين است كه اگر قوت احتمال كند و زمانه و سن مقتضى باشد به اين مطبوخ استفراغ نمايند زوفاى خشك صعتر فارسى نعناع خشك برگ بادرنجبويهى خشك گاو زبان برگ فلنجمشك هر واحد سه درم هليلهى سياه افتيمون افريطى افسنتين رومى هر واحد سه درم تخم كرفس انيسون هر واحد يك درم مويز منقى پانزده درم همه را به دستور مطبوخ جوشانيده و با ايارج فيقرا و غاريقون به حسب قوت و دقت مقوى ساخته نيمگرم بنوشند و بايد كه بر معده ضمادى كه در نفخهى رطوبى گذشت ضماد نمايند و در آن افسنتين و افتيمون و برگ جمسفرم افزايند و غذاى او شورباى ماكيان ضربه باشد و شراب كه معتدل القوه و ريحانى و طعم او سليم از حموضت